ترانشیپ کالا؛ مراحل و مزایا در لجستیک بینالمللی
در مدیریت زنجیره تامین و بازرگانی خارجی، ارسال محمولههای تجاری از مبدا تا مقصد نهایی همواره طبق یک خط مستقیم، پیوسته و بیوقفه صورت نمیگیرد؛ عواملی نظیر محدودیت عمق و آبخور بنادر مقصد برای پذیرش شناورهای اقیانوسپیمای نسل جدید، عدم توجیه اقتصادی در برقراری خطوط مستقیم کشتیرانی، تفاوت در شیوههای ترابری و شرایط تحریمی ویژه منطقه خاورمیانه، شرکتهای فورواردر و صاحبان کالا را به استفاده از الگوهای حمل چندمرحلهای سوق میدهد که در رأس آنها فرآیند ترانشیپ کالا به عنوان ستون فقرات شبکه توزیع دریایی و ترکیبی جهان شناخته میشود و نقشی محوری در اتصال بازارهای بینالمللی دارد؛ از این رو شرکت ساعی ترابر آرشام با شناخت دقیق زیرساختهای بندری، الزامات اسنادی و رویههای گمرکی منطقه، بستری مطمئن و استاندارد برای مدیریت عملیات ترانشیپ کالا فراهم آورده است تا بازرگانان ایرانی بدون سردرگمی، خسارتهای مالی یا توقفهای نامتعارف در باراندازها، محمولههای خود را به مقاصد نهایی برسانند.
ترانشیپ کالا چیست؟
در اصطلاح تخصصی لجستیک، هرگاه یک محموله تجاری در طول مسیر حملونقل بینالمللی خود در یک پایانه، بندر، بارانداز گمرکی یا ایستگاه میانی از یک وسیله نقلیه تخلیه شده و برای پیگیری مسیر تا مقصد نهایی بر روی وسیله نقلیه دیگری بارگیری شود، عملیات ترانشیپ محقق شده است. در این چارچوب عملیاتی، پایانه یا بندر میانی صرفاً به عنوان یک حلقه اتصال و تسهیلکننده ترابری عمل میکند و کالا به هیچ عنوان وارد چرخه مصرف، بازار داخلی یا نظام اقتصادی کشور واسط نمیشود، بلکه تنها تحت نظارت دقیق گمرک بندر میانی، تغییر حامل میدهد. این راهکار به خطوط بزرگ کشتیرانی و شرکتهای باربری اجازه میدهد تا با بهکارگیری مدل هاب و پره، محمولهها را با کشتیهای مادر به کانونهای بزرگ منتقل کرده و سپس با شناورهای فیدر سبکتر میان بنادر مقصد توزیع نمایند.
بهرهگیری از این فرایند دلایل متعددی دارد که مهمترین آن کاهش چشمگیر بهای تمامشده سوخت و استهلاک در مسافتهای طولانی اقیانوسی است؛ زیرا جابهجایی مقادیر عظیم کانتینر توسط یک کشتی پهنپیکر در مسیرهای اصلی، هزینههای ثابت به ازای هر واحد کانتینر را به حداقل ممکن میرساند. علاوه بر این، در شرایطی که خطوط مستقیم در یک بندر حضور فعال دارند یا زیرساختهای بندری مقصد کشش پذیرش ابعاد شناور را ندارد، ترانشیپ بستری مطمئن، منظم و منعطف فراهم میآورد تا جریان کالا بدون وابستگی به خط مستقیم برقرار بماند.
ترانشیپ کالا و تفاوت آن با ترانزیت
یکی از رایجترین ابهامات در میان فعالان بازرگانی، خلط مبحث میان فرآیند ترانزیت و ترانشیپ است؛ در حالی که این دو واژه از منظر حقوقی، تشریفات اسنادی و عملیات فیزیکی تفاوتهای بنیادینی دارند:
در ترانزیت، محوریت اصلی در «گذر از قلمرو سرزمینی و خاک یک کشور» استوار است. در این شیوه، کالا از مرز ورودی یک کشور واسط وارد شده و بدون آنکه تخلیه شود یا وارد مصرف داخلی گردد، از مرز خروجی همان کشور خارج میشود تا به کشور مقصد برسد. محموله در طول ترانزیت تحت نظارت گمرک مرزی قرار میگیرد و ملزم به تودیع تضامین مالی، صدور اظهارنامه عبور و اخذ مجوزهای کنوانسیونهای مرزی نظیر کارنه تیر است. بار در این رویه معمولاً دستنخورده باقی مانده و حامل اولیه سفر خود را در مسیر زمینی ادامه میدهد.
در مقابل، در فرآیند ترانشیپ کالا تمرکز محوری بر «تغییر وسیله نقلیه در یک پایانه واسط» قرار دارد. محموله در بارانداز یا زون آزاد بندر میانی پیاده شده و به حامل دیگری منتقل میگردد، بدون آنکه وارد راهها، جادهها یا گمرکات داخلی آن کشور شود؛ بنابراین هیچگونه تردد جادهای در خاک کشور واسط رخ نمیدهد و نیاز به تشریفات پیچیده ترانزیت مرزی در روند ترانشیپ کالا نخواهد بود.
برای درک عمیقتر این تفاوت در حملونقل زمینی، بررسی ماهیت ماشین ترانزیت حائز اهمیت است؛ ماشین ترانزیت به کامیونها یا تریلیهای چادری و کانتینربری استاندارد با پلمپ سیمدار رسمی و گواهینامههای فنی قبولی گمرک اطلاق میشود که مجوز تردد در جادههای بینالمللی را دارند. در رویه ترانزیت، همین ماشین کالا را بدون تغییر از مرزها عبور میدهد؛ اما در ترانشیپ، محموله از کامیون یا کشتی اولیه پیاده شده و بر روی وسیله دیگری قرار میگیرد.
تفاوت ترانشیپ با عملیات کراس استافینگ
دیگر تفاوت مهم عملیاتی در هابهای واسط، مرزبندی دقیق میان ترانشیپ مستقیم و عملیات کراس استاف است که اثر مستقیم بر سلامت کالا و هزینههای مازاد میگذارد:
در ترانشیپ مستقیم، کانتینر به صورت یک جعبه پلمپشده و کاملاً دستنخورده جابهجا میشود؛ بدین معنا که جرثقیلهای ساحلی کانتینر را از روی عرشه یا انبار کشتی اول پیاده کرده، مدتی مشخص در محوطه بارانداز قرار میدهند و سپس همان کانتینر را با همان شماره پلمپ و سریال بر روی کشتی دوم مستقر میسازند. در این حالت، محتویات کالا لمس نشده و هیچگونه کارگری، تخلیه بار و بستهبندی مجدد صورت نمیگیرد؛ در نتیجه خطر افت کیفیت، پارگی کارتنها یا آسیبدیدگی مکانیکی به صفر نزدیک میشود.
در نقطه مقابل، در عملیات کراس استاف، کانتینر اولیه در محوطه گمرکی یا انبار پایانه میانی گشوده میشود، محتویات آن به کمک لیفتراک و کارگران تخلیه شده و مجدداً درون یک کانتینر کاملاً مجزا متعلق به خطی دیگر بارگیری و مهاربندی میگردد. تجار به دلایل زیر به جای ترانشیپ کالا به ناچار روش کراس استاف را انتخاب میکنند:
- عدم اجازه لاین کشتیرانی مبدأ برای ورود کانتینرهای خود به بنادر مقصد نهایی به دلیل مالکیت یا مقررات تحریمی.
- نیاز به تغییر کشور مبدا، تعویض کامل اسناد تجاری و صدور بارنامه تعویضی برای محرمانه ماندن مسیرهای تجاری.
- آسیبدیدگی ساختاری کانتینر اول در طول دریانوردی و نامناسب بودن آن برای ادامه سفر.
با مقایسه این دو روش مشخص میگردد که ترانشیپ کانتینری مستقیم، فرآیندی بسیار ارزانتر، امنتر و سریعتر نسبت به کراس استاف است؛ زیرا هزینههای دستمزد تخلیه و بارگیری دستی، اجاره کانتینر دوم و احتمال آسیب به بستهبندی را حذف میکند.
مزایا و معایب انتخاب راهکار ترانشیپ کالا
انتخاب شیوه ترانشیپ کالا در تجارت بینالملل با مجموعهای از مزایای راهبردی همراه است که زنجیره تأمین را انعطافپذیر و اقتصادی میکند. مهمترین مزیت این روش، امکان دسترسی پایدار به بنادر کوچک و کمعمقی نظیر بوشهر، خرمشهر، گناوه و چابهار است که زیرساخت لازم برای پهلوگیری کشتیهای غولپیکر اقیانوسپیما را ندارند و تنها از طریق شناورهای فیدر و سبک تغذیه میشوند. از سوی دیگر، انتقال بخش عمده مسیر با کشتیهای مادر به دلیل صرفهجویی ناشی از مقیاس، هزینههای سوخت و استهلاک را به ازای هر کانتینر سرشکن کرده و کرایه کل حمل را نسبت به تردد شناورهای کوچک در مسافتهای طولانی بهشدت کاهش میدهد. علاوه بر این، هاب واسط بستری ایدهآل برای تجمیع خردهبارها و تبدیل آنها به محمولههای اقتصادی دربست فراهم میسازد و به خریدار این انعطاف را میدهد که در صورت لزوم، بازار هدف خود را در میانه مسیر با کمترین هزینه و صرفاً از طریق اصلاح اسناد تغییر دهد.
در مقابل، این فرآیند با معایب و ریسک قابلتوجهی همراه است که مدیریت زمان و سلامت بار را به چالش میکشد. عملیات تخلیه در هاب میانی، صفبندی در محوطه و انتظار برای بارگیری روی شناور دوم، زمان سفر را بسته به ترافیک بندر بین ۵ الی ۲۰ روز طولانیتر میکند که برای بارهای دارای فوریت زمانی یک نقطهضعف اساسی است. همچنین، افزایش دفعات جابهجایی کانتینر توسط جرثقیلهای بندری، ریسک وارد آمدن تکانههای شدید مکانیکی و آسیب به کالاهای فاقد مهاربندی ایمن را بالا میبرد. در نهایت، هرگونه ناهماهنگی زمانی میان دو کشتی یا بروز خطای اداری در اسناد مانیفست میتواند دوره معافیت انبارداری را باطل کرده و هزینههای گزاف دموراژ کانتینر و حقالارض پایانه واسط را به صاحب کالا تحمیل نماید.
بنادر هاب و کانونهای واسط ترانشیپ کالا در ایران
منطقه خلیج فارس، دریای عمان و حوزه مدیترانه دارای بنادر پیشرفتهای هستند که به عنوان مراکز اصلی تخلیه و بارگیری میانی برای ترانشیپ کالا و انتقال محمولههای تجاری ایران عمل میکنند؛ شرکت ساعی ترابر آرشام با اتکا به ارتباطات با بنادر هاب، محمولهها را در فرآیند ترانشیپ کالا در این گلوگاهها ساماندهی میکند:
- بندر جبلعلی امارات: بزرگترین و مجهزترین بندر مصنوعی جهان که نقشی بیرقیب در اتصال خطوط اقیانوسپیما به خلیج فارس دارد. حضور پایانههای فوقپیشرفته، صدها جرثقیل دروازهای پرسرعت و شبکهای گسترده از شناورهای رابط، این بندر را به انتخاب نخست واردکنندگان برای هدایت بار به بنادر شهید رجایی، بوشهر و خرمشهر تبدیل کرده است.
- بنادر عمان: قرار گرفتن در موقعیت راهبردی خارج از تنگه هرمز، این بنادر را به مقاصدی امن و کلیدی برای مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک تبدیل نموده است؛ خطوط فیدری از مبدا عمان دسترسی منظم و پایداری به بنادر جنوبی ایران به ویژه بندر چابهار ایجاد کردهاند.
- بندر حمد قطر: یکی از مدرنترین پایانههای کانتینری خلیج فارس که با زیرساختهای خودکار و زمان چرخش سریع شناورها، بخشی از جریان انتقال بارهای کانتینری و کالاهای پروژهای را پشتیبانی میکند.
- بندر مرسین ترکیه: کانون استراتژیک در شرق مدیترانه برای کالاهایی که از مبادی اروپایی، مدیترانهای و آفریقای شمالی بارگیری میشوند؛ این بندر پیوندگاه ایدهآلی برای انتقال کالا به سامانههای ترابری ترکیبی ریلی و جادهای به مقصد مرزهای شمالغرب ایران است.
- بندر کراچی پاکستان: قطب قدیمی و اثرگذار جنوب آسیا که جریان انتقال کالاهای فله و کانتینری از مبادی هند، چین و شرق آسیا را برای ورود به استانهای جنوبشرقی ایران ساماندهی میکند.
بیمه در ترانشیپ کالا
توقف بار در محوطه پایانه میانی و عملیات جابهجایی توسط جرثقیلها همواره با خطراتی نظیر سقوط کانتینر، لغزش، واژگونی یا حوادث جوی همراه است؛ از این رو موضوع پوشش بیمهای در جابهجاییهای چندمرحلهای حساسیت فوقالعادهای پیدا میکند:
درک این موضوع که ترانشیپ بیمه چیست، مستلزم شناخت بندها و شروطی در بیمهنامه باربری است که تداوم مسئولیت و جبران خسارت از سوی شرکت بیمهگر را در فواصل میان تخلیه از وسیله نقلیه اول، دپو در محوطه باز یا مسقف، و بارگیری بر روی شناور دوم تضمین مینماید. اصول کلیدی در این زمینه عبارتند از:
اظهار رسمی در زمان صدور بیمهنامه: در صورتی که احتمال هرگونه توقف یا جابهجایی میانی در بارنامه وجود داشته باشد، بیمهگذار موظف است این موضوع را صراحتاً در فرم پیشنهاد بیمه قید کند؛ عدم اظهار این موضوع به شرکت بیمهگر اجازه میدهد تا طبق قوانین با استناد به کتمان تشدید خطر، از پرداخت خسارت حوادث رخداده در بندر واسط خودداری ورزد.
پوشش کلوزهای سهگانه انستیتو بیمهگران: بازرگانان در مسیرهای ترانشیپی باید ترجیحاً بیمهنامههای خود را تحت کلوز الف که کاملترین پوشش خطرات را ارائه میدهد تنظیم نمایند؛ زیرا خسارتهای ناشی از جابهجایی بار با جرثقیل ساحلی، ریزش بار و نفوذ آب در کلوزهای ب و ج با محدودیتهای پرداختی بیشتری روبرو است.
قاعده سقف زمانی توقف مجاز: مطابق کلوز ترانزیت در بیمه دریایی، پوشش کالا در بندر واسط تا مدت معینی (که عموماً حداکثر ۶۰ روز پس از تخلیه کامل از شناور اول است) به قوت خود باقی میماند؛ در صورتی که تاخیر در ترابری به دلیل عدم حضور کشتی دوم طولانی شود، خریدار باید پیش از ابطال مهلت، الحاقیه تمدید پوشش را از بیمهگر اخذ نموده و حقبیمه اضافه را پرداخت کند.
اپلیکیشن ترانشیپ کالا
مدیریت مدرن در زنجیره تأمین بدون تکیه بر سامانههای برخط و نرمافزارهای یکپارچه امکانپذیر نیست؛ عبارت اپلیکیشن ترانشیپ کالا به ابزارها و پلتفرمهای نرمافزاری پیشرفتهای اطلاق میشود که خطوط ناوبری، اپراتورهای بندری و شرکتهای فورواردری برای نظارت پیوسته بر چرخه کالا به کار میگیرند.
قابلیتهای حیاتی این سامانهها عبارتند از:
- ردیابی برخط وضعیت کانتینر: ثبت لحظهای زمان تخلیه از شناور مادر، موقعیت استقرار بر حسب ردیف و طبقه در یارد پایانه، و زمان دقیق مهار بر روی شناور دوم.
- پایش مداوم کانتینرهای دمادار: بارهای حساس دارویی، شیمیایی و غذایی منجمد نیازمند اتصال بدون وقفه به جریان برق هستند؛ این نرمافزارها دمای داخلی کانتینر و عملکرد کمپرسور را ثبت کرده و در صورت بروز نوسان، هشدارهای آنی ارسال میکنند.
- تبادل الکترونیکی اسناد و مانیفست: حذف کاغذبازیهای سنتی و تطبیق دادههای بارنامه به صورت دیجیتال میان خط اول و خط دوم، که مانع از توقف کالا در کارتابلهای گمرکی پایانه واسط میگردد.
- تخمین دقیق زمان تحویل: الگوریتمهای پردازش داده با ارزیابی ترافیک خطوط و شرایط آبوهوایی، تاریخ ورود شناور به بنادر ایران را برآورد میکنند و امکان برنامهریزی برای ثبت سفارش و تخصیص ارز را ارتقا میبخشند.
ترانشیپ کالا؛ ریسک قرارداد و هزینههای واسط
ترانشیپ کالا اگرچه راهکاری مؤثر برای اتصال به بنادر فرعی و کاهش هزینههای سوخت است، اما تخلیه و بارگیری مجدد در بندر واسط، ریسکهای حقوقی و مالی معامله را دوچندان میکند. ناآگاهی از ظرایف قراردادی در ترانشیپ کالا، سود بازرگان را با خسارتهای سنگین روبهرو میسازد.
نخستین سنگر دفاعی، نوع بارنامه است. بارنامه سراسری مسئولیت کل زنجیره حمل را به متصدی اولیه میسپارد و در صورت بروز خسارت در هاب میانی، تاجر تنها با یک مرجع پاسخگو طرف است؛ در حالی که بارنامههای مقطعی، مسئولیت را خرد کرده و بار سنگین اثبات و پیگیری خسارت در کشور واسط را به خریدار تحمیل میکنند.
از سوی دیگر، قواعد اینکوترمز سطح کنترل بار را مشخص میکنند. در قراردادهای گروه C، فروشنده معمولاً ارزانترین مسیر با بیشترین توقف را انتخاب میکند که ریسک تأخیر آن مستقیماً با خریدار است، اما در خریدهای گروه F، خریدار با انتخاب فورواردر معتمد، خطوط ایمن و حداقل زمان توقف را تثبیت میکند.
در نهایت، هزینههای پنهان پایانه واسط تهدیدی جدی است. هرگونه معطلی کشتی دوم یا بازرسی طولانی، مهلت معافیت انبارداری را باطل کرده و جریمههای سنگین دموراژ، حقالارض و هزینه برق کانتینرهای یخچالی را بر دوش صاحب کالا میگذارد.
چکلیست اقدامات ایمنی ترانشیپ کالا
عملیات ترانشیپ کالا به دلیل ماهیت چندمرحلهای و جابهجایی فیزیکی بار میان خطوط مختلف، همواره محموله را در معرض تکانههای فیزیکی، سرقت، خطاهای اسنادی و معطلیهای پرهزینه قرار میدهد. عدم پیشبینی تدابیر کنترلی پیش از حرکت کالا از مبدأ، میتواند خسارتهای جبرانناپذیری را به سلامت محموله و اعتبار بازرگان وارد کند. پیادهسازی چکلیست زیر به تجار کمک میکند تا ریسکهای این فرآیند را به کمترین میزان ممکن برسانند:
مهاربندی و بستهبندی استاندارد درون کانتینر:
در پایانههای ترانشیپ، کانتینرها بارها توسط جرثقیلهای بندری بلند شده و جابهجا میشوند. این عملیات تکانههای شدید و ارتعاشات غیرقابل پیشبینی ایجاد میکند. برای جلوگیری از واژگونی، لهشدگی یا پارگی بستهبندیها، محموله باید با استفاده از پالتهای استاندارد، تسمهکشی تسمهفولادی یا پلیاستر، و پرکنندههای بادشونده (بالشتکهای هوا) درون کانتینر مهار شود تا هیچ فضای خالی برای جابهجایی بار باقی نماند.
نصب پلمپهای بینالمللی با ضریب امنیتی بالا:
کانتینرها در زمان انتظار در یارد کانتینری هاب واسط، در معرض خطر دسترسی غیرمجاز یا دستبرد قرار دارند. استفاده از پلمپهای امنیتی استاندارد مانند پلمپهای بولت فولادی یا پلمپهای کابلی ضدبرش الزامی است. علاوه بر ثبت دقیق سریال پلمپ در متن بارنامه و مانیفست، صاحب کالا یا کارگزار او باید در بندر مقصد پیش از فک پلمپ، سلامت فیزیکی و تطابق کامل شماره سریال را با اسناد حمل بررسی کند.
تنظیم هوشمندانه تواریخ در اعتبارات اسنادی بانکی:
یکی از شایعترین مشکلات در ترانشیپ، بروز معطلی و در نتیجه رد اسناد توسط بانکها به دلیل سپری شدن مهلتهاست. تجار باید هنگام گشایش اعتبار اسنادی، تاریخ سررسید اعتبار و آخرین مهلت مجاز برای بارگیری را با پیشبینی یک حاشیه اطمینان حداقل دو هفتهای تنظیم کنند. این بازه زمانی مانع از بروز مغایرت اسنادی در صورت تغییر برنامه حرکت کشتی دوم یا بازرسیهای طولانی در بندر واسط میشود.
انتخاب متصدیان دارای شبکه فیدری منظم و متعهد:
توقف طولانی کانتینر در اسکله واسط معمولاً ناشی از نبود شناور جایگزین برای ادامه مسیر است. انتخاب فورواردرها و شرکتهای حملی که قراردادهای بلندمدت با خطوط فیدری دارند یا سرویسهای منظم و اختصاصی برای بندر مقصد ارائه میدهند، خط معطلی در لنگرگاه را حذف کرده و از تحمیل هزینههای دموراژ و انبارداری جلوگیری میکند.
دریافت تأییدیه کتبی معافیت از هزینه انبارداری و دموراژ:
پیش از صدور بارنامه، مدتزمان معافیت مجاز برای توقف در بندر ترانشیپ باید استعلام و تثبیت شود. بازرگانان باید اطمینان حاصل کنند که خط کشتیرانی مهلت معافیت کافی (معمولاً بین ۷ تا ۱۴ روز) را برای هاب واسط لحاظ کرده است تا در صورت وقوع هرگونه تأخیر ناخواسته در عملیات بندری، جریمههای سنگین روزانه شامل حال محموله نشود.
جمعبندی
ترانشیپ کالا به عنوان یکی از پیشرفتهترین، منعطفترین و کارآمدترین راهکارهای لجستیک بینالمللی، بستر اتصال بنادر کمعمق و مقاصد با محدودیتهای تجاری را به شریانهای اصلی ناوبری جهان فراهم ساخته و نقش بسزایی در تعدیل هزینههای نهایی زنجیره تأمین ایفا میکند. بهرهمندی حداکثری از مزایای این شیوه، در گرو مدیریت هوشمندانه اسناد گمرکی، اظهار دقیق شرایط در بیمهنامه باربری، تقویت مهاربندی فیزیکی محمولهها و از همه مهمتر، واگذاری فرایند به یک متصدی حملونقل باسابقه و مسلط بر الگوهای ترابری چندمرحلهای است.
در همین راستا، شرکت ساعی ترابر آرشام با تکیه بر سالها تجربه در عرصه کشتیرانی بینالمللی و اجرای تخصصی ترانشیپ کالا و بهرهمندی از شبکه گسترده نمایندگیهای فعال در بنادر استراتژیک منطقه از جمله جبلعلی، صحار، مرسین و سایر هابهای کانتینری، زنجیرهای جامع و مطمئن از خدمات را به بازرگانان ارائه میدهد. هماهنگی مداوم با خطوط اقیانوسپیما و سرویسهای منظم فیدری، صدور بارنامههای معتبر سراسری، پایش مستمر موقعیت و شرایط دمایی کانتینرها، بهینهسازی مسیرها جهت کاهش توقف و تعدیل کرایه حمل، و همچنین صیانت از منافع تجار در تشریفات بندری و بیمهای، این اطمینان را ایجاد میکند که محمولهها با کمترین معطلی در باراندازها، با بالاترین ضریب ایمنی و در کوتاهترین زمان ممکن در بنادر ایران تخلیه و تحویل گردند.
بلاگ مرتبط
سوالات متداول
اگر تاخیر ناشی از نقص اسناد یا ناهماهنگی خط حمل باشد هزینهها بر عهده متصدی حمل است، اما در صورت بروز علل گمرکی، بازرسی امنیتی یا تاخیر اسنادی از سوی صاحب کالا، هزینهها به خریدار تحمیل میشود.
انجام جابهجایی میانی باید هنگام صدور بیمهنامه اظهار شده باشد و در صورت توقف بیش از سقف مقرر، دریافت الحاقیه تمدید و تودیع حقبیمه مازاد پیش از اتمام مهلت الزامی خواهد بود.
خیر، زیرا در انتقال مستقیم کانتینری بدون فک پلمپ، اسناد اولیه تغییر نمیکنند و اصلاح مدارک معمولاً نیازمند تخلیه کامل، انتقال به کانتینر جدید و طی تشریفات اداری در منطقه آزاد است.
اپراتور پایانه و نماینده متصدی حمل فوراً صورتجلسه رسمی خسارت بندری تنظیم میکنند و پس از نصب پلمپ جدید دارای شماره مشخص، مستندات جهت رسیدگی بیمهای برای فرستنده و گیرنده ارسال میگردد.
این کانتینرها بلافاصله پس از تخلیه به ترمینالهای برقی متصل شده و دمای آنها ثبت میشود و هزینه اتصال و مانیتورینگ نیز طبق تعرفه بندر محاسبه میگردد.
در بارنامه سراسری صادرکننده اولیه مسئولیت کل فرایند حمل را تا تحویل نهایی بر عهده دارد، در حالی که در بارنامه مقطعی مسئولیت هر متصدی تنها محدود به قطعه مربوط به خود است.